اول فروردین 92


سلام به روی ماهت خوشگل مامان که اینقد شیرین شدی و خوردنی اخه رفتی تو شش ماه داره کم کم شیطونیات شروع میشه

امروز اول فروردین 92 برای اولین بار موهاتو کوتاه کردیم بعد از شش ماه
فیلماش هست که با چه شرایط خاصی موهاتو کوتاه کردیم عزیزم
باباعلی جاروبرقی
گرفته بود عمو محمود شما رو صندلی
نگه داشته بود مامانی هم باهات حرف میزد که هواست پرت بشه و مسعوچون هم موهاتو کوتاه میکرد
خیلی قشنگ شد موهات چون خیلی هم بلند شده بود دیگه قشنگ پسرونه پسرونه شدی اقاگله
بعدش هم ساعت2:30 سال تحویل بود و اولین سالی که یه نفر به خونوادمون بزرگ شده بود عمومحمود و مامانی هم پیش ما بودن... شما هم بودییییییییییییییییی
خیلی روز خوبی بود چون بودن تو گرمتر و گرمتر میکرد جمعمون رو مخصوص با اون پیراهن و کراواتی که فوق العاده بهت میومد...
مامانی و عمومحمود و مسعودجون و مامان فروز و دایی محمد و بابا و مامان هم بهت عیدی دادن یه عالمه عیدی جمع کردی خوشگل پسر
خونه عزیز هم رفتیم با خانواده عمو اکبر و عزیز هم بهت عیدی دادن یه خرس بزرگ
هم برات گرفته بودن که دو برابر خودت بود
عمه سیمین و عمه معصومه و خاله فری و دختر عمو سمیهو احترام خانم هم زحمت کشیدن و عیدی دادن مامان جون
ولی گل پسرم نمیدونم چرا این روزا همش ![]()
عشقت هم این شیشته که هیچ وقت دست رد به سینش نمیزنی تازه یاد گرفتی خودت شیشتو دستت میگیری



اول فروردین 92
